|
|
|
|
|
بد شانسی! سلام خوبین؟؟؟ بهتون گفته بودم که دارم فیلم میسازم .... مگه نه ؟؟ خوب حالا ببینین اکران فیلم چی شد ؟؟؟؟؟؟ یعنی از این نمی دونم بگم بدتر نمی سژشد یا بهتر نمی شد ؟؟؟؟؟ خوب حالا بذارین بگم ما ( من و دوستم پریسا ) با هم یه فیلم ساخته بودیم تا در روز کارسوقمون : یعنی روز جشنواره ی فیلم : که البته اولین بار بود که جشنواره ی فیلم ریاضیب برپا می شد تا فیلممون در روز کارسوق اکران شه ۴زنگ اکران فیلم بود... زنگ اول فیلم ما اکران نشد و البته آقای حمداوی و خانوم کاویانی که از معلم های ریاضیمون هستن ... دیر اومدن زنگ دوم برای مدرسه مون از علامه حلی ( مدرسه پسرانه ی تیزهوشان و ما هم مدرسه ی دخترانه ی تیزهوشان هستیم) مهمون اومد ... فیلم ما هم در این ساعت اکران شد ولی ... ولی وسط فیلم وسط فیلم باتری لبتاب تموم شد یعنی من داشتم می ترکیدم ... فکرشو بکنین ولی یه اتفاق خوب هم افتاد ۲ سری از بچه ها فیلم مارو دیدن . هم ساعت ۲ هم ساعت ۴ ... برنده ها ۱ شنبه اعلام میشه راستی من امروز و فردا تعطیلم فقط دعا کنین برنده شم آخه ۳۰ ساعت برای فیلممون زحمت کشیدیم !!!! تازه یه خبر خوب و بد تیتراژمون هم آماده نشده بود ولی با این که آماده نشده بود آقای حمداوی اون رو بهترین تیتراژ انتخاب کرده دعا کنین نظر یادتون نره بای
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 10:41 توسط نگار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام خوبین؟؟؟
آره میدونم الان هکه میگن چه عجب این اپ کرد ولی آخه مشکلات زندگیه وووو آخه من و دوستم داریم فیلم میسازیم واسه همین نشد دیگه ..... منم هم دلم براتون تنگ شده بود حالا امروز یه تولد تولد یه دوست خوب این هم وبلاگشه www.rah-backstreetboys.blogfa.com برین سر بزنین خیلی باحاله حالا میگم از دوستم بگم اسمش رومیناست ژن : خرخون دختر خوبیه حالتا این هم کادو های من :......
خوب دیگه کار دارم ببخشین که کم بووووود نظر یادتون نره |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 20:33 توسط نگار
|
|
||